محل تبلیغات شما



اینم از فیلو. حتی نمیاد تمومش کنیم. انچوچه. 

خب اگه یه درصد یه جایی تو عقل و احساس و غریزم مونده بود که بگه نه نکن دیگه هیچ جایی نمونده. کاينات یکصدا (همینجوری سر هم) میگن تمومش کن. و تازه میگن بعدش یه چیز خوبی پشت سرشه. 

حالا درسته من خیلی هم به پست سرش کار ندارم. یعنی دارم خیلی هم دارم! اما ربطی به این نداره. ولی خود این قضیه تموم کردن با فیلو به شدت درست حس میشه برام الان. 

راستی امروز کفشام رسما پاره شد. تازه میفهمم چرا لین  بهم گفت بهم پول میده :)) واقعا تباهه سر و وضعم. 

یه چیزایی یادم رفته بود مث لیمو. امروز گرفتم چه خوبن. 

بعد از دو روز درد الان حالم خوبه و طبیعتا یکم عصبی‌ام از بابت کارای نکرده مثل همیشه. و این یعنی از حال نرمال خودم خارج نیستم و با اینکه نرمال من چیز جالبی نیست اما حداقل اینکه میشه روم حساب کرد الان. 

حالم خوبه. گذشته از اینکه از بند اخلاق گند فبلو دارم آزاد میشم غیر از اون یه حال خوبی دارم که میگم چون نگرانی‌هام سرجاشن نشونه خوبیه که یعنی ربط زیادی به مانیام نداره. بله ما اینگونه با خود دیل می‌کنیم و قلق خود را بلدیم و چپ و راست خود را تشخیص می‌دهیم. 

 

. هیچی فیلو اومد. همش یه دقه ام نشد. 

خدایا به این شب عزیزت قسم این دیگه آخرین تجربه تخمی‌ای باشه که به تاریخ می‌سپارم. 

 

 


تو فقط هستی که باشی

تو نه مرگی نه تلاشی

 

فیلو میگه بالا پایینامون حسشو قوی تر کردن یا میکنن یا هرچی. برای من فقط هی بدتر شده.

تا حالا هیچ چیز خوبی برام نداشته. سعی میکنم یه چیزی از توش بیرون بکشم اما نمیشه. فیلو انعطاف نداره. همچنان من چت احمقانه نیم ساعت یه ساعت قبل خواب و صبح بخیر اول روزشم و بس. 

حتی نمیتونم پیشش خود واقعیم باشم. نمی‌خوام برم تو قالبی که اون ساخته واسه زندگی خودش. تنها دلیل موندنم اینه که میگم شاید برای یکی دو سال آینده از توش شوهر دربیاد. و شاید شوهر خوبی بشه. و شاید احتیاجی نباشه برای شوهر خوبی بودن. می دونم دارم شر میگم. 

اوه گاد سو ور ایز مای وان :(( عرررررر

 


تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

فرهنگی وهنری وبلاگ اطلاع رسانی فروشگاه اینترنتی اپو کتابخانه ریحانه النبی سروستان شهرضا وبلاگ شخصی رام کاف